روز نوشت نود و هفتم

متن مرتبط با «خیابون» در سایت روز نوشت نود و هفتم نوشته شده است

حرفای خیابون

  • نیلوبلاگ

    رفته بودم کتابخونه ی دانشگاه یه دختره اونجا بود خیلی زیبا بود ( آدمایی که من زیبا میدونم از نظر خیلی ها معمولی محسوب میشن ) نگاهم میکرد منم داشتم کتابامو میذاشتم توی کیفم که یهو زدم کل اون شیشه و پنجره و کتابخونه و همه با هم لرزید داشتم با سختی کیفمو میبستم ...یهویی زد زیر خنده. دلم میخواست برم بهش بگم پاشو بیا بریم حرف بزنیم اما خجالت کشیدم توی جمع و شلوغی کتابخونه روم نشدنمیدونستم برم بهش چی بگم اونجا پسرها و دخترهای دیگه هم نشسته بودن خعلی دختره ساده ای بود نه آرایش خاصی داشت نه قیافه ی خاصی ...

    ادامه مطلب