من تا همین پنج دقیقه پیش فک میکردم که رابطه با دخترها رو بلدم ولی الان فهمیدم من بلد نیستم
از کجا فهمیدم ؟ ازینجایی که یه دوستی دارم با هر دختری حرف میزنه اون دختر عاشقش میشه
این نشون میده حرف زدن با یه دختر مهارت هایی رو لازم داره که باید کسب کرد شاید من اون مهارت ها رو ندارم
یکی از اون مهارت ها سکوته ، یکی دیگه زهده ، دخترها عاشق مردانی هستند که نسبت به اون ها زاهدند
زاهد یعنی چی ؟ یعنی بی رغبتی و بی میلی به یه دختر اونو دیوونه اش میکنه البته نه به صورت مطلق
پسرهایی که من دیده ام یه ویژگی دارند که من اینو بلد نیستم اونم اینه که میرن سمت دختره باهاش حرف میزنند اما به اندازه حرف میزنند ، وقتی میرن سمتش آویزونش نمیشن ، طوری رفتار نمیکنن که به دختره بربخوره ، از بدی ها و ایرادهای خودشون حرفی نمیزنن ، کلاس کار رو حفظ میکنند ، اما حرفم میزنن ، توهین و بی ادبی نمیکنند . و به اندازه کافی حرف میزنند و طوری رفتار نمیکنن که انگار میخوان مخ طرفو بزنن عجله ای هم ندارند .
حالا من که میرم سمت یه دختر چی کار میکنم ؟
1.زیاد حرف میزنم
2. یه جوری رفتار میکنم انگار دختره خیلی آدم مهمیه
3. احساسی میشم
4. آویزون میشم یا حداقل این حس رو درش ایجاد میکنم .
5. با دخترها برخورد غیرطبیعی دارم انگار که یه موجود فضایی هستند و از آسمون اومده اند
6.عجله میکنم که سریع باهام دوس شه انگار یه پسره پشت در خونشونه اگه با من دوس نشه فردا مخشو زده و صاحابش شده از دست من رفته
7.حوصله و اعصاب مخ زنی و حرف زدن و وقت گذاشتن ندارم ( مخ زنی تعبیر مناسبی نیست اما یه فراینده که خود به خود اتفاق میفته یه پسری وقتی یه مدت مثلا یکی دو هفته با یه دختر حرف میزنه و صمیمی میشه ولی حرفی از دوس شدن و عشق و دوس داشتن و ... نمیزنه خود به خود دختره بهش اعتماد میکنه و نزدیک میشه این فرایند حاصل شدن اعتماد رو بهش میگن مخ زنی ) به خاطر همین رفتار من یه ذره تصنعی و مصنوعی میشه فرصت نمیدم دختره بهم اعتماد کنه
ما را در سایت روز نوشت نود و هفتم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 135