و این غرایز رو هم به دو غریزه ی اصلی تقسیم میکنه . غریزه ی زندگی و غریزه ی مرگ .
غرایز زندگی با هدف بقای فرد میان نیازهای آب و خوراک و هوا و غریزه جنسی و ...رو برآورده میکنند غرایز زندگی دنبال رشد و بالندگی فرد هستند این غرایز یک انرژی روانی تولید میکنند که به اون انرژی روانی میگن لیبیدو . libido
مهمترین غریزه ی زندگی رو هم میره روی اصل غریزه ی جنسی و غریزی جنسی رو با غریزه ی شهو/ت دوتا چیز متفاوت میدونه در واقع تمام افکار و رفتارهای لذت بخش جزء غریزه جنسی به حساب میان از نظر فروید ، امیال شهو»انی یعنی هر لذت دهانی و مغعدی (با قاف) و تنا/سلی و اندام های جنسی که انسان به هر طریق میبره نه فقط از طریق س/ک/س بلکه هر گونه احساس لذتی مد نظر فرویده .
دومین گروه از غرایز مهم زندگی غریزه ی مرگ است . غریزه مرگ رو هم میل به خود فروپاشی و خودویرانگری میدونه غریزه مرگ رو فروید در پرخاشگری میبینه و پرخاشگری از نظر فروید همان میل خودویرانگری هستش که معطوف به دیگران و بیرون از خود شده .
پس فروید انسان رو در غریزه ی جنسی و پرخاشگری تعریف میکنه و این دو رو از مهمترین بخش های وجود انسان میدونه . بنیاد وجود انسان رو در همین تعریف میکنه ، تمام قتل ها و ویرانگری ها و جنگ ها و کوشتارها که در جهان رخ میده به خاطر وجود همین غریزه ی پرخاشگری در وجود انسانه .
فروید واسه شخصیت انسان سه بخش تقسیم میکنه و میگه انسان یک خود داره یک نهاد داره و یک فراخود
نهاد بخشی از وجوده که فقط دنبال لذته به صورت آنی میخواد به لذت ها برسه خود مثه یه نی نی کوچولوی شیطون میمونه که فقط لذت میخواد هیچی هم حالیش نیست به هر قیمتی از هر طریقی به سریع ترین شکل میخواد لذت فراهم کنه. فراخود یا سوپرایگو (suuuuuper ego) یا همون به تعبیر بهتر وجدان ، بخش دیگه ای از وجوده که باید ها و نباید ها و قید و بندها رو مشخص میکنه امر و نهی میکنه و سومین بخش وجود هر آدمی خود اون فرد هستش ، خود کیه ؟ خود بخشی از وجوده که وظیفه اش اینه که بین نهاد و فراخود مدیریت بکنه
وظیفه اش مدیریت کردن خواسته های آنی و لذت های نهاد هستش در چارچوبی که واقعیت وفراخود اجازه میدهند . یعنی بین نی نی لذت گرا و مامانی سخت گیر ، خود میاد دعوا رو فیلصه میده که این ها به کل شخصیت آسیب نرسونند . حالا یه سوال خود چه کار میکنه ؟ خود میاد خواسته های نی نی کوچولویی به نام نهاد رو که در وجود آدمه و همه اش دنبال لذت های آنی هستش رو از طریق معقول و منطقی و جامعه پذیر با توجه به امکانات و شرایط بر آورده میکنه .
بحث دیگه ای که مهمه بنویسم بحث ناخودآگاه و خودآگاه هستش
فروید میگه نود درصد وجود انسان ناخودآگاهشه و ده درصدش خودآگاهه میگه یه کوه یخ رو فرض کنید که رفته زیر آب و فقط یه تیکه ازین کوه از آب زده بیرون همون یه ذره رو میگه هشیار و بقیه کوه که زیر آبه رو میگه ناهشیار. یه بخش میانی هم در نظر میگیره که اسمشو میذاره نیمه هشیار ، نیمه هشیار نه کاملا هشیاره نه کاملا دسترس ناپذیره اما با فکر و تامل میشه بهش دسترسی پیدا کرد .در واقع فروید میگه بسیاری از رفتارهایی که ماها میکنیم ناشی از ناهشیارمونه و خودمون خبر نداریم که چرا چنین کارهایی میکنیم و چنین رفتارهایی داریم یا چنین بیماری هایی داریم .
بقیه ی مطلب بمونه توی پست های بعدی ... به زبون خودم نوشتم چون کپی کردن رو دوس ندارم دلم میخواد خودمم بهتر بفهمم و خودمم بهتر یاد بگیرم به خاطر همین به زبان خودم نوشتم .
روز نوشت نود و هفتم...ما را در سایت روز نوشت نود و هفتم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 160