احساس گناه

خرید بک لینک
بزرگترین گناهی که روی دوش من سنگینی میکنه و من میخوام بهش اعتراف کنم و از خدا بخوام که منو ببخشه و ازین گناه نجاتم بده

گناه من اینه که همیشه احساس مسئولیت میکنم در برابر خودم و زندگیم میگم پاشو تلاش کن پاشو ....و هیچکاری هم نمیکنم چون میترسم

یه ترس عظیم که نمیدونم علتش چیه و هیچ کاری نمیکنم . و این هیچکاری نکردم احساس گناه شدیدی در من ایجاد میکنه . شاید این وبلاگ رو به کفاره ی این گناه ساخته باشم . اینطوری که شاید توی ناخوداگاهم این بوده که وبلاگ زدن هم یه کاری کردن محسوب میشه .

شاید ...

چرا دست و پای من بسته است ؟ چرا احساس میکنم خدا نمیخاد چرا حس میکنم اگه اقدام کنم خلاف اراده ی خداست

چرا این افکار احمقانه ی تو ذهن منه چرا فکر میکنم که باید صبر کنم تا خدا نجاتم بده

چرا خودم برای خودم استین بالا نمیزنم چرا عاشق نمیشم چرا خودم شغل پیدا نمیکنم

چرا دست به اقدام و عمل نمیزنم چرا میترسم چرا میترسم از کارکردن از ریسک کردن ریسک کردن واسه پیشنهاد دوستی دادن

ریسک کردن واسه خونه اجاره کردن ریسک کردن واسه شغل پیدا کردن چرا از ریسک میترسم

چرا افسرده ام چرا نمیپذیرم تنهاییمو چرا بیخیال دختر و دوس دختر نمیشم چرا نمیشینم جدی درسمو بخونم در اینده ی بلند مدت وضع بهتری داشته باشم

چرا نمیشینم زبان یاد بگیرم چرا نمیشینم جدی کتاب بخونم و جدی مقاله بنویسم و جدی کم کم کار مناسب پیدا کنم چرا امیدوار نیستم چرا واقعا چرا

چرا من بیخیال س_ک:-س کردن و چ ت نمیشم چرا با اینکه ازش محرومم چند سال قیدشو نمیزنم . چرا طاقت نمیارم پنج شش سال دیرتر ازدواج کنم.

چرا هی میگن باید حتما دوس دختر داشت چرا حتما میگن ادم باید زن بگیره

مگه چی میشه دوسال دیرتر

مگه چی میشه ادم یه دوست مجازی داشته باشه س_ک!س رو هم مجازی انجام بده تا یکی دوسال بگذره

یه عده ادم ضعیف و حقیر و کثیف قوانین زندگی رو نوشته اند دوست سست عنصر من صدنفرو تا حالا مخ زده و باشون بوده

میگه یه روز هم نباید بدون دوس دختر ماند . کی گفته ؟ مگه بیست سال اول زندگیتو تنها نبودی پنج سال دیگه هم روش

عوضش میتونی این پنج سالو عوض زن گرفتن و وقت تلف کردن بشینی کتاب بخونی دانا بشی رشد کنی مدرک بگیری زبان بخونی

ادم بزرگی بشی .

چرا افکارت اینقدر سطح پایین و حقیره که ادم بزرگواری مثه من رو حقیر چارتا دختر میکنه؟

من نیازی به ازدواج ندارم نیازی به دوس دخترم ندارم نیازی به محبتم ندارم

من هدفم اینه درس بخونم و رشد کنم باسواد و با شخصیت بشم واسه خودم کسی بشم .

اینقدر مارو حقیر جنس مخالف نکنید

وقتی هم رشد کنم همین دخترا خودشون میان دورمو میگیرن نیومدن هم به درک به جهنم که نیومدن

میرم به بزرگترام میگم خوشگل ترین و با کلاس ترین دخترو برام انتخاب کنند خیلی ابرومند و با کلاس ازدواج میکنم

اینقدرم حقیر چارتا ادم کوتوله نمیشم . من بزرگم و بزرگی توی وجودمه و میخام براش تلاش کنم و افسرده نباشم قوی باشم

من دوس دختر نمیخام زنم نمیخام س"ک*س هم نمیخام. حرفای خاک بر سری هم نمیخام

فقط تلاش و رشد و تعالی میخام علم و سواد و اخلاق و سلامت روان میخام

توی فرهنگ ما تا سی و پنج سالگی هم مجرد باشی اشکال نداره عوضش میتونی رشد کنی

کلاس بری کارگاه بری مدرک بگیری درس بخونی و درس بدی و اوج بگیری و سری توی سرها در بیاری .

روز نوشت نود و هفتم...

ما را در سایت روز نوشت نود و هفتم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 136 تاريخ: چهارشنبه 13 دی 1396 ساعت: 15:55

صفحه بندی