جرئتشو ندارن بیان سمتت ...
بهش میگفتم : مامانی من این همه مهربونم مامانی من خیلی مهربونم
مامانی میگفت : نه تو خودت نمیدونی تو هرچقدرم مهربون باشی اینقدر شخصیت و هیمنه داری که نگو
وقتی که حرف میزنی همه کوپ میکنند اصن خودشونو میبازن
میگفتم : مامانی قبول نیس قبول نیس ....قبول نیس من نمیخام قهرم . من وقتی که میگفتم قهرم یه دنیا فرق داشت با قهر بقیه قهر من یعنی یه عالمه آشتیم اینقدر آشتیم که دلم بغل میخواد الان ...اینقدر آشتیم که نگو
میگفت: خودتو لوس نکن اینقدر .
روز نوشت نود و هفتم...ما را در سایت روز نوشت نود و هفتم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 153