این اسمش عشق است .

خرید بک لینک
اگر بنویسم در باب عشق تا چه حد میتوان عمیق شد و میتوانم عمیق شوم حد و حسابش از دستت خارج میشود .

عشق یعنی تمرکز یعنی فوکس کردن روی یک نفر

تمام هستی

تمام کائنات

تمام چیزها

تمام خواسته ها

تمام انگیزه ها و انگیزش ها

تمام چیزها را معطوف یک نفر و یک جا کردن اسمش عشق است

به خاطر همین عاشق کور است عاشق نیست که کور است عاشق اینقدر روی یک نقطه تمرکز میکند

اینقدر تمرکز میکند که اطراف آن نقطه را نمیبیند اطراف آن هرچه باشد هرکس باشد را نمیبیند

عشق کور نیست عشق متمرکز است عشق وسعت ندارد عمق دارد. عاشقی یعنی عمیق شدن در وجود یک نفر

عمیق شدن روی یک نفر اسمش عشق است .

کسی که عاشق نباشد وسیع است وسعت دارد هر روز با یک نفر است هر لحظه دلش پیش یک کسی است

وسیع میشود انسانی که عاشق نباشد وسیع میشود توی آدم های متعدد و متفاوت گم میشود

اما عاشق عمیق است متمرکز است همه ی جهان را خلاصه میکند همه ی هستی را خلاصه میکند در یک نفر

یک نفر را عمیق میشود عمیق میکاود اینقدر عمیق میشود عمیق میشود عمیق میشود که بود و نبود با آن یک نفر تعریف میشود.

میپرسد رفتی به آن مهمانی کسی آمده بود ؟ کسی آمده بود ؟ جواب میشنود : بله حسن و میترا و مریم و مبینا و هوشنگ آمده بودند

میگوید نه ...پس کسی نیامده بود .

چون کسی ...تمام آدمیان ...برای او فقط یک نفر است تمام هستی برای او یک نفر است

بالا بردن یک نفر تا حد خدایی میشود عشق البته نمیخواهم چنین بگویم اما مرکزیت بخشیدن به یک نفر در زندگی

یک نفر که بیرون از خودت باشد میشود عشق . مرکز همه ی تصمیم ها خواسته ها و تحولات و احساسات واتفاق ها بشود یک نفر

این اسمش عشق است .

روز نوشت نود و هفتم...

ما را در سایت روز نوشت نود و هفتم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 207 تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 12:46

صفحه بندی